تبليغاتX
کمپین یک میلیون امضا در اصفهان

کمپین یک میلیون امضا در اصفهان

ای زن !‌ به اتفاق ، کنون می کوش
کز تنگنای جهل برون آیی

بند نفاق پای تو می بندد
این بند رابکوش که بگشایی

ننگ است در صف تو جدایی ، هان
نام نکو ،‌به ننگ ، نیالایی

تا خود ز خواهشم چه بیندیشی
تا خود به پاسخم چه بفرمایی


سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:9  توسط   | 

تغییر در قوانین تبعیض آمیز نیازمند تغییر باورهای ما در مورد زن بودن ومرد بودن است .این باورها واین زن یا مرد بودن از کجا آمده اند ؟هر انسانی ممکن است از لحاظ جسمی وجنسی زن یا مرد به دنیا بیاید اما « زن بودن » و «مرد بودن »تعاریف  خودرا از «اجتماع» میگیرد .کودکان پیش از اینکه بر جسمیت خودآگاه شوند به هویتی آگاهی میابند که از طریق جامعه وپیرامون شان به آنها القاء میشود .آنهااز کودکی یادمیگیرند که باید شلوار پوشید یا دامن ، مویشان را کوتاه کنند یا بلند ، با صدای بلند بخندند یا آرام، بلند سخن بگویند یا آهسته ، ناز کنند یا قلدری ، و ...

آنها هرچه بیشتر رشد میکنند با تعاریف «زنانگی» و « مردانگی »آشناتر شده وبه آن خومیگیرند . تعاریف موجود از هویت یک زن اوراموجودی معرفی میکند ظریف وابسته خانگی آرام ... پیش از آنکه هویت انسانی او در نظر بیاید زنانگی اوست که در اجتماع اهمیت یافته و رخ مینماید . موجودی که قادر است کودکانی به دنیا بیاورد و همسر خوبی برای شوهرش باشد و ...  در همین راستا زن مجرد در مقابل این تعریف مشخص از زن کم میاورد و در اذهان عموم فرو میریزد و در نقصانی آلوده به نگاهی مردانه برای همیشه مطرود جامعه و گاه مذموم و بسیار ی مواقع مورد تهدید نگاههای خاص قرار میگیرد.

زنان در جامعه بعنوان یک زن شکل میگیرند با تعاریفی مشخص ومحدود . فرار از هویت ساختگی ، آنهارا به جنگی نابرابر با اجتماع و تعاریف حاکم میکشاند ودر این جدال نابرابر آنها سرخورده تر از همیشه در جنگهای انفرادی به رهایی کودکانی میا ندیشند که آنها نیز در در دامن همین باور ها رشد میکنند . شاید تنها راه رهایی آنها تغییر در باورهای رایجی باشد که از زنانگی و مردانگی شده است و شک کردن به همه تعاریفی که از زن بودن میشود . اما این تغییر در باور ، کی ودر کجا اتفاق خواهد افتاد ؟ شاید اولین گام، تغییر در خود  و برای خود باشد . آگاهی یافتن از ریشه های این باورها ابتدای راه ایجاد تغییر در زنان ومردان یک اجتماع است . واین ممکن نخواهد شد مگر با افزایش آگاهی از ریشه های اجتماعی این باورهاو حرکت اجتماعی زنان برای تغییر جهان پیرامون خود. نه حرکت انفرادی .بلکه حرکتی که همه زنان در کنار یکدیگر به منظور رهایی از ظلمی که در بستر این باورها برآنان میشود صورت دهند. 

بدون شک قوانین زاییده اندیشه ها و فرهنگ اجتماعی حاکم بر هر جامعه ایست و زنان از فرهنگسازان عمده اجتماع . تغییر در باور زنان نسبت به هویتی ظلم پذیر ، تغییر در اجتماع وقوانین حاکم برآن است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:30  توسط   | 

در ميان جمعيتي كه در رديفهاي پائين روي جايگاه تماشاچيان در سالن ورزشي نشسته بودند،برگه بيانيه را به خانمي كه جلوي پايم نشسته بود دادم . خيلي طول كشيد تا خواندش . در حاليكه برگه هاي ديگررا جمع ميكردم ، منتظر بودم كه بالاخره امضاءكند. نمي دانستم چرا اينقدر طولش ميدهد.زن نسبتا جواني بود كه شايدحدود۳۵ تا۴۰ سال داشت . بعد از گذشت مدتي سرم را جلو آوردم :

- خوانديد؟

 پرسيد: اين چيه ؟!

 خنده ام گرفت . گفتم : مگر نخوانديدش ؟

- چرا. اما ميخواهم بدانم اين چيست ؟ وابسته به كجاست و به چه حسابي بايد امضا كنم ؟

من شروع كردم به توضيح دادن قوانين تبعيض آميز وتاثير آن برزندگي زنان وضرورت تغيير آنهاو ...

دفترچه ها ي موجود تمام شده بود بنابراين خودم را آماده توضيحات مفصل تري كردم . اما اوبا همان لحن عصباني وپر از بي اعتمادي گفت : معلوم هست چه كسي اينها رانوشته، نه اسمي ،نه سازمان شناخته شده اي ، نه جايي ! فقط يك آدرس پستي .

دليل اين همه عصبانيت را درك نميكردم ، گفتم : اين بيانيه از دردهاي مشترك ما زنها ميگويد و توسط زناني همچون خود ما تنظيم شده . زنان وكيل ، زنان حقوق دان ، زنان مختلف و براي اين نوشته شده است كه ما،همه با هم همدرديم اما همراه نيستيم ، هريك گوشه اي را براي درد كشيدن داريم ، بي آنكه به هم بپيونديم و تغييري در آن بدهيم. ما تصميم گرفته ايم كه خواهان تغيير در قوانين زن ستيز باشيم ، اگر شما هم ميخواهيد شرايط خودرا تغيير دهيد امضا كنيد . برگه را با حالتي تحقير آميز به سويم گرفت وگفت : من امضا نميكنم چيزي را كه نمي دانم چيست ، نه معلوم است از طرف چه كسي است ونه ميدانم براي كجا كار ميكنيد ؟ شايد فردا سوء استفاده كرديد ... !

لحظه اي شك كردم كه شايد سواد خواندن ونوشتن ندارد درحالیکه بیانیه بسیار گویا بودوبه ظاهر او نمی آمد كه بيسواد باشد. فکر کردم شاید به حرفهاي من بي اعتماد است اما.. . برگه را گرفتم واز عصبانيتي كه داشت ديگر حوصله ام سر رفته بود . گفتم : براي امضا كردن اين برگه بايد به دو چيز اطمينان داشته باشي ،اول به اينكه يك« زن » هستی وانسان وداراي حق وحقوقي برابر با انسانهای ديگر ودوم در جامعه تبعيض نسبت به زن بسيارزیاد است ، تبعيضي كه منشاء قانوني دارد.آنچه در اينجا نوشته شده همه براي ما و به نفع ماست وچيزي نيست كه به نفع يك گروه يا دسته اي خاص باشد ، از همه زنان گفته است و براي آنها گفته است ، يا شما جزء اين «همه» هستي يا نيستي ،يا منافعت ، زندگيت ، روحت دچار اين قوانين شده است يا نشده است ،يا با اين بيانيه موافق هستي يا نيستي . اينها همه واضح تر از بي اعتمادي شماست . هميشه نبايد تابع اسم وامضاي يك سازمان يا ارگان بود ، بهتر است حقيقت را امضا كنيم.

هر چه من ناراحتتر ميشدم او گويي به آرامش ميرسيد ! آرامش يكطرفه و رضايتمنداز ناراحتی انساني از «جنس» خودش. چيزي را در حالتش دريافتم. چيزي كه شايد خيلي هم برايم نا آشنا نبود ؛ بسياري از زنها را ديده بودم كه تحت تاثير ستم جنسي ، چه در حوزه خصوصي (خانه ) يا در حوزه عمومي (اجتماع) هرجا به قول معروف  كم مي آورند  با همجنس خودشان درگير ميشوند وزهر تحقير مردانه اي را كه چشيده اند به نوعي به هم جنسان ميچشانند ، گاه به همان شيوه مردانه وگاهي هم به زنانه ترين وجه ممكن . بي آنكه بدانند نوع زنانه اش رابخصوص، از اجتماع گرفته اند . به همين ترتيب «علت»ها در چرخه روابط انباشته از ستم جنسي خورد ميشوند و ناپيدا. ازطرفي نابرابريها آنقدر زير جلد همه گان سمّ تحقير و بي اعتمادي دوانده كه دوست ودشمن را غير قابل تشخيص كرده . اما بيانيه واضح تر از آني است كه تشخيص ندهيم براي چه كساني نوشته شده است.

غصه ام گرفت كه زنها خيلي هاشان چقدراز دردهايشان دورند ، در حاليكه هر روز همين دردهارا تجربه وتكرارميكنند.بسياري از آنها خوكردن به درد را به «تغيير »ترجيح ميدهندوبسياري ديگرآنقدر به آن خو كرده اند كه تغيير راباور ندارند .

ناگهان به ياد زني افتادم كه وقتي كمتر از پنج خط بيانيه را خواند ه بود ، آنرا بوسيد وامضا كرد وبا قاطعيت عجيبي رو به من كه منتظر برگه وامضا ي او بودم گفت : من هم خواهان تغيير قوانين زن ستيز وتبعيض آميزم .

آنروز با اميد به «تغيير»، امضاهاي بسياري جمع كردم . امضا هايي كه ميگفت نمي خواهيم به دردهايمان خو كنيم.

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:48  توسط   | 

به مناسبت عیدنوروز هرروز در مهمانی های زیادی شرکت واز فرصت استفاده میکنم ، درموردکمپین توضیح می دهم و برگه های بیانیه را بین مهمان ها پخش میکنم.
با توجه به بی عدالتی که در قوانین هست وتبعیض جنسی که درآن وجود دارد افراد زیادی از زن و مرد آنرا امضا کرده ، امابعضی دیگر به دلایل مختلف امضا نمی کنند یا موافق نیستند ویا.....
بعضی ها اقرار می کردند با اینکه موافق تغییرات قوانین هستند ، اماحاضر به امضای برگه بیانیه نیستند؟؟؟؟؟.در مورد آقایان شاید تا حدودی خودم را بتوانم توجیه کنم اما در مورد خانم ها!!!!!!!!!!!!!!

بعداز یک سال همکاری با کمپین و گرفتن امضا به این نتیجه رسیدم که بخشی از زنان با تمام پیشرفت هایی که در تحصیلات وتوانایی در بدست آوردن موقعیت های شغلی داشته اند ، به بخش دپگری از وجوذشان یعنی توانایی روح وروان وآگاهی از خواسته هایی مشروع خود بی توجه بودند .آنها ازیک سو پیشرفتهای علمی واقتصادی داشته اند ، از سویی دیگر نسبت به جایگاه انسانی وشان وهویت خود در جامعه به ناحق جفا کرده  وهیچ تلاشی برای به دست آوردن ان انجام ندادند.
بارهاوبارها زنانی رادیدم که در کوشش برای بدست آوردن حقوق خود در محیط شخصی با تمام سختی هایی که به خاطر تک روی هاشان داشته اند بسیار موفق بودند اما در حرکت های جمعی هیچ تمایلی برای احقاق حق خود نداشته اند و به راحتی خود را با مستمسک هایی متفاوت و نگاه های سوءظنانه از حرکت های جمعی دور می سازند.
رسیدن زنان به جایگاه درست و اصلی خود در جامعه جز با افزایش آگاهی آنها ازطریق آموزش چهره به چهره امکانپذیر نخواهد بود.

نوشته شده توسط هایده

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 22:19  توسط   | 

بعد از  ظهر روز جمعه  به همراه دو نفر از دوستانم به خانه  برمی گشتم زمانيکه که منتظر تاکسی بودیم  یک ماشین جلوي پاي ما ترمز کرد، پیکان قدیمی بود راننده یک خانم میانسال. بود کار کردن يک زن به عنوان راننده تاکسي در اصفهان به نظرم عجيب آمد.

تصمیم گرفتم  در مورد کمپین وگرفتن امضا با اون صحبت کنم وقتی شروع کردم از قانون چند همسری بگویم مخالفت کردوگفت" با این وضع اقتصادی کدام مردی می تواند چندتا زن بگیره ؟"در حاليکه دوستانم پيش از من و  بین راه پیاده شدند،  براي اينکه بحث ادامه پيدا کند ، من تصمیم گرفتم  در همان ماشين بمانم

وقتی  توضیح دادم که از این قانون مردهای پولدار بیشتر استفاده میکند وبعد در مورد قوانین دیگر مثل حق حضانت حق کار وحق طلاق گفتم مرتب از اینه با توجه به من نگاه می کرد

در تمام راه در موردقوانین برایش توضیح می دادم وانهم با کنجکاوی سوال های متفاوت از من می کرد ومن هم که دراین مدت همکاری باکمپین تاحدودی با قوانین اشنایی پیدا کرده بودم سعی می کردم جواب اورا بدهم

 دخترش کنار دستش نشسته بود وبا ناباوری  هر با برمی گشت ومن را   تماشا می کرد  پرسید وکیلی؟ گفتم "نه ولی  به اطرافم که  توجه می کنم اثار وحشتناک این قوانین نابرابر را می بینم "

در حاليکه به مقصد رسيده بوديم  برگه را از من گرفت وامضا کرد.

هایده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:48  توسط   | 

کوچه هاو خیابانهای اصفهان که روزی تنها گاهی زنانی درهم پیچیده در چادر را به خود میدید،امروز مملو از رفت وآمد زنانی است که برای کار ،خرید ،قدم زدن و غیره، با چادر وبی آن در حرکتند .بسیاری از آنها از حقوق اجتماعی وشهروندی خود بی خبرند و تحولات اجتماعی وسیاسی به آنها فرصت داده است تا فضاهایی ولو اندک برای حضورشان در اجتماعاتی بزرگتر از خانه و مدرسه ایجاد شود . آنها سالهاست از فضای خصوصی به فضاهای عمومی کشیده شده اند. با این وجود همچنان در نقشهای تثبیت شده در خانه ُدر فضای خصوصی بسر میبرندو نقش آفرینی میکنند.امروز برخلاف سالهایی نه چندان دور حضور آنها در عرصه های عمومی عادی تلقی میشود اگرچه هنوز بسیار ی به حضور آنها در اجتماع عملا اعتقادی ندارند و به پشتیبانی از سنت و قوانین جاری از حضور آنها جلو گیری میکنند(چنانکه طبق قانون ،کار کردن زنها در خارج از خانه مشروط به اجازه همسر است) . امروزه حضور زنان علارغم فشار سنت و قانون،امری غیر قابل اجتناب است و شرایط تغییر یافته زندگی زنان ومردان را واداشته است که در بسیار ی از مواقع آنهادوشادوش هم در خارج از خانه کار کنند . و با مشکلات حضور اجتماعی خود به گونه ای کنار بیایند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:52  توسط   | 

برآن شدیم تا با ایجاد وبلاگی برای ثبت اندیشه وتلاشهای دوستان فعال در کمپین جمع آوری یک میلیون امضادراصفهان نقطه اثری از حرکت خود را ثبت کرده و در این وادی نیز فعال باشیم . زنان واز میان بردن تبعیضی که از جنبه های مختلف برآنان روا میشود وآگاهی بخشی در این زمینه هاعمده ترین دغدغه ماست که میکوشیم با گسترش این آگاهی وایجاد هماهنگی میان زنان ومردانی  که نمیخواهند درچنبره «عادت» به تبعیض و «فراموشی» ونادیده گرفتن «نابرابری »گرفتار آیند، به این مهم دست یابیم .

در این راه دست کلیه دوستانی که میخواهند با ما همراه شوند میفشاریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:16  توسط   |