<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کمپین یک میلیون امضا در اصفهان</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 May 2008 09:56:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ادرس جدید  این وبلاگ</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://we4barabari.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;http://we4barabari.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;می توانید بقیه مطالب را دراین ادرس پیگیری کنید.</description>
<pubDate>Sun, 25 May 2008 09:56:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلترینگ ، تلاش برای نا آگاهی </title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>بدون شک آگاهی ، آزادی می آورد . و آزادی چیزی نیست که همه کس تاب تحمل آنرا داشته باشند . بخصوص که جزء سردمداران باشی . خیلی دلمان میخواهد بدانیم که مگر ما چه نوشتیم یا چه گفتیم که به بستن وبلاگ محکوم شدیم . حرف زدن از کمترین حقوق زنان ، آنهم حقوقی که حقشان درآن ادا نمی شود آنقدر بد است که باید پاسخش را با بستن سایت و فیلتر کردن آن داد؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خواهشمندیم از این پس  مطالب وبلاگ را در این آدرس پیگیری بفرمائید .  آدرس جدید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.we4barabari.blogfa.com&quot;&gt;www.we4barabari.blogfa.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 May 2008 09:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره جنبش زنان در ايران/شیما</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P class=AMINI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;B Zar&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;شروع جنبش زنان در ايران را مي‌توان مقارن با انقلاب مشروطيت دانست. انقلاب مشروطه در سال 1285 فرصتي براي زنان فراهم كرد تا به خيابان‌ها بيايند و در امور خارج از خانه و مسايل غير سنتي و غير مرسوم شركت كنند. عده‌اي از زنان از خلال فعاليتها و تلاشهاي مشروطه خواهانه و ملي گرايانه نسبت به موقعيت فرودست زنان ايراني آگاه شدند و انجمن‌ها و گروه‌هاي خاص خود را برپا كردند. شماري از مردان و زنان در نقاط مختلف كشور نارضايتي عمومي‌شان را نسبت به شرايط نا به سامان زنان در اشعار، نثرها و مقالات مطرح كردند. فعاليتهاي مربوط به حقوق زنان بصورت انتشار نشريات زنانه، شكل‌دهي سازمان‌هاي زنانه و گشايش مدارس دختران دنبال مي‌شد. همه آنها به وضعيت فرودست زنان معترض بودند ولي روشهاي آنها براي تغيير وضعيت زنان متفاوت بود. در برابر هر سه زمينه فعاليت زنان، موانع و مخالفتهاي شديدي وجود داشت. مي‌توان گفت جنبش زنان ايران در دهه 1300 و اوايل دهه 1310 با هدف دگرگوني موقعيت زنان، هويت و تعهد نسبت به اهداف اصلي از خود بروز داد. آنها در درجه اول بر حق تحصيل و سپس بر تغيير قوانين ازدواج و طلاق و پرداختن به بهداشت و پيشگيري از بيماران در ميان مادران و كودكان تأكيد داشتند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 14:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای همه دوستان کمپینی وغیر کمپینی</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>ای زن !‌ به اتفاق ، کنون می کوش&lt;BR&gt;کز تنگنای جهل برون آیی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بند نفاق پای تو می بندد &lt;BR&gt;این بند رابکوش که بگشایی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ننگ است در صف تو جدایی ، هان &lt;BR&gt;نام نکو ،‌به ننگ ، نیالایی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تا خود ز خواهشم چه بیندیشی&lt;BR&gt;تا خود به پاسخم چه بفرمایی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سیمین بهبهانی </description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 16:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیش بسوی تغییر : اول در خود ، سپس در قوانین.</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>تغییر در قوانین تبعیض آمیز نیازمند تغییر باورهای ما در مورد&lt;FONT color=#cc0000&gt; زن&lt;/FONT&gt; بودن و&lt;FONT color=#cc3333&gt;مرد&lt;/FONT&gt; بودن است .این باورها واین زن یا مرد بودن از کجا آمده اند ؟هر انسانی ممکن است از لحاظ جسمی وجنسی زن یا مرد به دنیا بیاید اما « زن بودن » و «مرد بودن »تعاریف  خودرا از «اجتماع» میگیرد .کودکان پیش از اینکه بر جسمیت خودآگاه شوند به هویتی آگاهی میابند که از طریق جامعه وپیرامون شان به آنها القاء میشود .آنهااز کودکی یادمیگیرند که باید شلوار پوشید یا دامن ، مویشان را کوتاه کنند یا بلند ، با صدای بلند بخندند یا آرام، بلند سخن بگویند یا آهسته ، ناز کنند یا قلدری ، و ... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنها هرچه بیشتر رشد میکنند با تعاریف «زنانگی» و « مردانگی »آشناتر شده وبه آن خومیگیرند . تعاریف موجود از هویت یک زن اوراموجودی معرفی میکند ظریف وابسته خانگی آرام ... پیش از آنکه هویت انسانی او در نظر بیاید زنانگی اوست که در اجتماع اهمیت یافته و رخ مینماید . موجودی که قادر است کودکانی به دنیا بیاورد و همسر خوبی برای شوهرش باشد و ...  در همین راستا زن مجرد در مقابل این تعریف مشخص از زن کم میاورد و در اذهان عموم فرو میریزد و در نقصانی آلوده به نگاهی مردانه برای همیشه مطرود جامعه و گاه مذموم و بسیار ی مواقع مورد تهدید نگاههای خاص قرار میگیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنان در جامعه بعنوان یک زن شکل میگیرند با تعاریفی مشخص ومحدود . فرار از هویت ساختگی ، آنهارا به جنگی نابرابر با اجتماع و تعاریف حاکم میکشاند ودر این جدال نابرابر آنها سرخورده تر از همیشه در جنگهای انفرادی به رهایی کودکانی میا ندیشند که آنها نیز در در دامن همین باور ها رشد میکنند . شاید تنها راه رهایی آنها تغییر در باورهای رایجی باشد که از زنانگی و مردانگی شده است و شک کردن به همه تعاریفی که از&lt;FONT color=#ff0033&gt; زن بودن&lt;/FONT&gt; میشود . اما این تغییر در باور ، کی ودر کجا اتفاق خواهد افتاد ؟ شاید اولین گام، تغییر در خود  و برای خود باشد . آگاهی یافتن از ریشه های این باورها ابتدای راه ایجاد تغییر در زنان ومردان یک اجتماع است . واین ممکن نخواهد شد مگر با افزایش &lt;FONT color=#cc3300&gt;آگاهی&lt;/FONT&gt; از ریشه های اجتماعی این باورهاو &lt;FONT color=#cc3300&gt;حرکت اجتماعی&lt;/FONT&gt; زنان برای تغییر جهان پیرامون خود. نه حرکت انفرادی .بلکه حرکتی که همه زنان در کنار یکدیگر به منظور رهایی از ظلمی که در بستر این باورها برآنان میشود صورت دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدون شک قوانین زاییده اندیشه ها و فرهنگ اجتماعی حاکم بر هر جامعه ایست و زنان از فرهنگسازان عمده اجتماع . تغییر در باور زنان نسبت به هویتی ظلم پذیر ، تغییر در اجتماع وقوانین حاکم برآن است .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 12:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک تجربه</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در ميان جمعيتي كه در رديفهاي پائين روي جايگاه تماشاچيان در سالن ورزشي نشسته بودند،برگه بيانيه را به خانمي كه جلوي پايم نشسته بود دادم . خيلي طول كشيد تا خواندش . در حاليكه برگه هاي ديگررا جمع ميكردم ، منتظر بودم كه بالاخره امضاءكند. نمي دانستم چرا اينقدر طولش ميدهد.زن نسبتا جواني بود كه شايدحدود۳۵ تا۴۰ سال داشت . بعد از گذشت مدتي سرم را جلو آوردم : &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;- خوانديد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; پرسيد: اين چيه ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; خنده ام گرفت . گفتم : مگر نخوانديدش ؟ &lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; TEXT-INDENT: -0.25in&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;-&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;; font-size-adjust: none; font-stretch: normal&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;چرا. اما ميخواهم بدانم اين چيست ؟ وابسته به كجاست و به چه حسابي بايد امضا كنم ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;من شروع كردم به توضيح دادن قوانين تبعيض آميز وتاثير آن برزندگي زنان وضرورت تغيير آنهاو ...&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;دفترچه ها ي موجود تمام شده بود بنابراين خودم را آماده توضيحات مفصل تري كردم . اما اوبا همان لحن عصباني وپر از بي اعتمادي گفت : معلوم هست چه كسي اينها رانوشته، نه اسمي ،نه سازمان شناخته شده اي ، نه جايي ! فقط يك آدرس پستي .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;دليل اين همه عصبانيت را درك نميكردم ، گفتم : اين بيانيه از دردهاي مشترك ما زنها ميگويد و توسط زناني همچون خود ما تنظيم شده . زنان وكيل ، زنان حقوق دان ، زنان مختلف و براي اين نوشته شده است كه ما،همه با هم همدرديم اما همراه نيستيم ، هريك گوشه اي را براي درد كشيدن داريم ، بي آنكه به هم بپيونديم و تغييري در آن بدهيم. ما تصميم گرفته ايم كه خواهان تغيير در قوانين زن ستيز باشيم ، اگر شما هم ميخواهيد شرايط خودرا تغيير دهيد امضا كنيد . برگه را با حالتي تحقير آميز به سويم گرفت وگفت : من امضا نميكنم چيزي را كه نمي دانم چيست ، نه معلوم است از طرف چه كسي است ونه ميدانم براي كجا كار ميكنيد ؟ شايد فردا سوء استفاده كرديد ... !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;لحظه اي شك كردم كه شايد سواد خواندن ونوشتن ندارد درحالیکه بیانیه بسیار گویا بودوبه ظاهر او نمی آمد كه بيسواد باشد. فکر کردم شاید به حرفهاي&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;من بي اعتماد است اما.. . برگه را گرفتم واز عصبانيتي كه داشت ديگر حوصله ام سر رفته بود . گفتم : براي امضا كردن اين برگه بايد به دو چيز اطمينان داشته باشي ،اول به اينكه يك« زن » هستی وانسان وداراي حق وحقوقي برابر با انسانهای ديگر ودوم در جامعه تبعيض نسبت به زن بسيارزیاد است ، تبعيضي كه &lt;FONT color=#cc0033&gt;منشاء قانوني&lt;/FONT&gt; دارد.آنچه در اينجا نوشته شده همه براي ما و به نفع ماست وچيزي نيست كه به نفع يك گروه يا دسته اي خاص باشد ، از همه زنان گفته است و براي آنها گفته است ، يا شما جزء اين «همه» هستي يا نيستي ،يا منافعت ، زندگيت ، روحت دچار اين قوانين شده است يا نشده است ،يا با اين بيانيه موافق هستي يا نيستي . اينها همه واضح تر از بي اعتمادي شماست . هميشه نبايد تابع اسم وامضاي يك سازمان يا ارگان بود ، &lt;FONT color=#cc0033&gt;بهتر است حقيقت را امضا كنيم&lt;/FONT&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;هر چه من ناراحتتر ميشدم او گويي به آرامش ميرسيد ! آرامش يكطرفه و رضايتمنداز ناراحتی انساني از «جنس» خودش. چيزي را در حالتش دريافتم. چيزي كه شايد خيلي هم برايم نا آشنا نبود ؛ بسياري از زنها را ديده بودم كه تحت تاثير ستم جنسي ، چه در حوزه خصوصي (خانه ) يا در حوزه عمومي (اجتماع) هرجا به قول معروف &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;كم مي آورند &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;با همجنس خودشان درگير ميشوند وزهر تحقير مردانه اي را كه چشيده اند به نوعي به هم جنسان ميچشانند ، گاه به همان شيوه مردانه وگاهي هم به زنانه ترين وجه ممكن . بي آنكه بدانند نوع زنانه اش رابخصوص، از اجتماع گرفته اند . به همين ترتيب «علت»ها در چرخه روابط&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;انباشته از ستم جنسي خورد ميشوند و ناپيدا. ازطرفي نابرابريها آنقدر زير جلد همه گان سمّ تحقير و بي اعتمادي دوانده كه دوست ودشمن را غير قابل تشخيص كرده . اما بيانيه واضح تر از آني است كه تشخيص ندهيم براي چه كساني نوشته شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;غصه ام گرفت كه زنها خيلي هاشان چقدراز دردهايشان دورند ، در حاليكه هر روز همين دردهارا تجربه وتكرارميكنند.بسياري از آنها خوكردن به درد را به «تغيير »ترجيح ميدهندوبسياري ديگرآنقدر به آن خو كرده اند كه تغيير راباور ندارند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ناگهان به ياد زني افتادم كه وقتي كمتر از پنج خط بيانيه را خواند ه بود ، آنرا بوسيد وامضا كرد وبا قاطعيت عجيبي رو به من كه منتظر برگه وامضا ي او بودم گفت : من هم خواهان تغيير قوانين زن ستيز وتبعيض آميزم . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;آنروز با اميد به «تغيير»، امضاهاي بسياري جمع كردم . امضا هايي كه ميگفت نمي خواهيم به دردهايمان خو كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 09:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واکنش در رابطه با کمپین</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>
به مناسبت عیدنوروز هرروز در مهمانی های زیادی شرکت واز فرصت استفاده میکنم ، درموردکمپین توضیح می دهم و برگه های بیانیه را بین مهمان ها پخش میکنم.&lt;br /&gt;با توجه به بی عدالتی که در قوانین هست وتبعیض جنسی که درآن وجود دارد افراد زیادی از زن و مرد آنرا امضا کرده ، امابعضی دیگر به دلایل مختلف امضا نمی کنند یا موافق نیستند ویا.....&lt;br /&gt; بعضی ها اقرار می کردند با اینکه موافق تغییرات قوانین هستند ، اماحاضر به امضای برگه بیانیه نیستند؟؟؟؟؟.در مورد آقایان شاید تا حدودی خودم را بتوانم توجیه کنم اما در مورد خانم ها!!!!!!!!!!!!!! &lt;p /&gt;
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;بعداز یک سال  همکاری با کمپین و گرفتن امضا به این نتیجه رسیدم که  بخشی از زنان با تمام پیشرفت هایی که در تحصیلات وتوانایی در بدست آوردن موقعیت های شغلی  داشته اند ، به بخش دپگری از وجوذشان یعنی توانایی روح وروان وآگاهی از خواسته هایی مشروع خود بی توجه بودند .آنها ازیک سو پیشرفتهای علمی واقتصادی داشته اند ، از سویی دیگر نسبت به جایگاه انسانی وشان وهویت خود در جامعه به ناحق جفا کرده  وهیچ تلاشی برای به دست آوردن ان  انجام ندادند.&lt;br /&gt;بارهاوبارها زنانی رادیدم که در کوشش برای بدست آوردن حقوق خود در محیط شخصی  با تمام سختی هایی که به خاطر تک روی هاشان داشته اند بسیار موفق بودند اما در حرکت های جمعی هیچ تمایلی برای احقاق حق خود نداشته اند و به راحتی خود را با مستمسک هایی متفاوت و نگاه های سوءظنانه از حرکت های جمعی دور می سازند. &lt;br /&gt;رسیدن زنان به جایگاه درست و اصلی خود در جامعه جز با افزایش آگاهی آنها ازطریق آموزش چهره به چهره امکانپذیر نخواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشته شده توسط هایده&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 18:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوچه به کوچه</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;بعد از  ظهر روز جمعه  به همراه دو نفر از دوستانم به خانه  برمی گشتم زمانيکه که منتظر تاکسی بودیم  یک ماشین جلوي پاي ما ترمز کرد، پیکان قدیمی بود راننده یک خانم میانسال. بود کار کردن يک زن به عنوان راننده تاکسي در اصفهان به نظرم عجيب آمد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;تصمیم گرفتم  در مورد کمپین وگرفتن امضا با اون صحبت کنم وقتی شروع کردم از قانون چند همسری بگویم مخالفت کردوگفت&quot; با این وضع اقتصادی کدام مردی می تواند چندتا زن بگیره ؟&quot;در حاليکه دوستانم پيش از من و  بین راه پیاده شدند،  براي اينکه بحث ادامه پيدا کند ، من تصمیم گرفتم  در همان ماشين بمانم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;وقتی  توضیح دادم که از این قانون مردهای پولدار بیشتر استفاده میکند وبعد در مورد قوانین دیگر مثل حق &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;حضانت حق کار وحق طلاق گفتم مرتب از اینه با توجه به من نگاه می کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;در تمام راه در موردقوانین برایش توضیح می دادم وانهم با کنجکاوی سوال های متفاوت از من می کرد ومن هم که دراین مدت همکاری باکمپین تاحدودی با قوانین اشنایی پیدا کرده بودم سعی می کردم جواب اورا بدهم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; دخترش کنار دستش نشسته بود وبا ناباوری  هر با برمی گشت ومن را   تماشا می کرد  پرسید وکیلی؟ گفتم &quot;نه ولی  به اطرافم که  توجه می کنم اثار وحشتناک این قوانین نابرابر را می بینم &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;در حاليکه به مقصد رسيده بوديم  برگه را از من گرفت وامضا کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;هایده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Apr 2008 20:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اصفهان در یک نگاه </title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>کوچه هاو خیابانهای اصفهان که روزی تنها گاهی زنانی درهم پیچیده در چادر را به خود میدید،امروز مملو از رفت وآمد زنانی است که برای کار ،خرید ،قدم زدن و غیره، با چادر وبی آن در حرکتند .بسیاری از آنها از حقوق اجتماعی وشهروندی خود بی خبرند و تحولات اجتماعی وسیاسی به آنها فرصت داده است تا فضاهایی ولو اندک برای حضورشان در اجتماعاتی بزرگتر از خانه و مدرسه ایجاد شود . آنها سالهاست از فضای خصوصی به فضاهای عمومی کشیده شده اند. با این وجود همچنان در نقشهای تثبیت شده در خانه ُدر فضای خصوصی بسر میبرندو نقش آفرینی میکنند.امروز برخلاف سالهایی نه چندان دور حضور آنها در عرصه های عمومی عادی تلقی میشود اگرچه هنوز بسیار ی به حضور آنها در اجتماع عملا اعتقادی ندارند و به پشتیبانی از سنت و قوانین جاری از حضور آنها جلو گیری میکنند(چنانکه طبق قانون ،کار کردن زنها در خارج از خانه مشروط به اجازه همسر است) . امروزه حضور زنان علارغم فشار سنت و قانون،امری غیر قابل اجتناب است و شرایط تغییر یافته زندگی زنان ومردان را واداشته است که در بسیار ی از مواقع آنهادوشادوش هم در خارج از خانه کار کنند . و با مشکلات حضور اجتماعی خود به گونه ای کنار بیایند . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 17:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز</title>
<link>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>برآن شدیم تا با ایجاد وبلاگی برای ثبت اندیشه وتلاشهای دوستان فعال در کمپین جمع آوری یک میلیون امضادراصفهان نقطه اثری از حرکت خود را ثبت کرده و در این وادی نیز فعال باشیم . زنان واز میان بردن تبعیضی که از جنبه های مختلف برآنان روا میشود وآگاهی بخشی در این زمینه هاعمده ترین دغدغه ماست که میکوشیم با گسترش این آگاهی وایجاد هماهنگی میان زنان ومردانی  که نمیخواهند درچنبره «عادت» به تبعیض و «فراموشی» ونادیده گرفتن «نابرابری »گرفتار آیند، به این مهم دست یابیم .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این راه دست کلیه دوستانی که میخواهند با ما همراه شوند میفشاریم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 15:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=yekmilionemzadaresf&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>yekmilionemzadaresf</dc:creator>
<guid>http://yekmilionemzadaresf.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
